زمان...
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 12:27
چه ﺍﻳﺪﻩ ﺑﺪﻱ ﺑﻮﺩﻩ، ﺩﺍﻳﺮﻩ ﺍﻱ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺳﺎﻋﺖ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻴﮑﻨﻲ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻓﺮﺻﺖ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻫﺴﺖاما ﺳﺎﻋﺖ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ؛ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﻭﺭ ﻳﮏ ﺩﺍﻳﺮﻩ ﻧﻤﻲ ﭼﺮﺧﺪ! ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﺧﻄﻲ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﻣﻲ ﺩﻭﺩ ﻭ ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﻴﮕﺮﺩﺩ ﺍﻳﺪﻩ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﺩﺍﻳﺮﻩ، ﺍﻳﺪﻩ ﺟﺎﺩﻭﮔﺮﻱ ﻓﺮﻳﺒﮑﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺳﺎﻋﺖ ﺧﻮﺏ، ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻨﻲ ﺍﺳﺖ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻳﺎﺩﺁﻭﺭﻱ ﻣﻴﮑﻨﺪ ﮐﻪ ﺩ...
نمیدونم...!
-
تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 23:53
اول از همه ارزو میکنم هیچ عشقی یه طرفه نباشه! و بعد امیدوارم خودمم هیچوقت دچارش نشم!دچار نشدم اما میدونم چقد سخته چقد ادمو داغون میکنه.... یه چیزایی ذهنمو به هم ریخته از ی طرف معلم فیزیکم از یه طرف زهره از یه طرف کنکور از یه طرف درس نخوندن!!!! خدا خودت ادمم کن! هیچ هم برای خودش عالمی دارد....وقتی " ...
دختر....
-
تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 23:53
دختردار که شدید روزی هزار بار در گوشش آهنگِ "یه دختر دارم شاه نداره" را بخوانید؛اتاقش را پر کنید از خرس و قلب های شکلاتی؛ هرروز ببوسیدش و هرازگاهی حرفِ اول اسمش را با گلِ رز قرمز در جعبه ای بچینید... آنقدر مهم بودنش را تاکید کنید که خودش هم به این باور برسد؛ که فقط زمانی جنسِ مخالف را واردِ زندگی اش...
من به آمار زمین مشکوکم
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 6:04
گاهے نه لاکـــــ زدن آرومت میکنه نه بافتن مـــو نه گوش دادن آهنــــــگ نه بیرون رفتن با دوســـتات و نه هیچ چیز دیگه... گاهے فقط و فقط دلـــــت میخواد یهـ مـــــدّت تو این دنیـــا نباشـــے فقــــــط همیــــــــن انسان های ساده را احمق فرض نکنید ، باور کنید آنها خودشان نخواستند که هفت خط باشند...
عید فطر
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 6:04
به نام یزدان پاکمن اینجا هر مطلبی که دلم بخواد میذارم و گاهی هم خاطراتمو!!هرکی از اینجا رد شد دوس دارم اعلام وجود کنه!!امیدوارم وبمو دوس داشته باشینتولد وبم1394/11/10قرار من با خـــدا این شد که...من چشمامو ببندم...دستمو بذارم توی دستــــ خدا و باهاش برم جلو...خدایــــا...قول بده توی مسیـــر دستمو ول
ای خداا
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 6:04
اوف نمیدونم چمه فقد دوس دارم بخوابم همین! خیلی زیاااد بیخیال شدمدیگه هیچی برام مهم نیس! هیشکی برام اهمیت نداره! هیشکی... تنها چیزی که میخوام مرگه خسته شدم خسته... هیشکی درکم نمیکنه...! هیشکی! هیچکس لیاقت نداره که باهاش حرفاتو بزنی! هه.....
ظلمم
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 6:04
الی خدااا من چقد مظلومم گیر داده نباید تا شب انلاین شیروزا هم فقد یک تا دو حق دارییی حتی گفته به تبلت و لب تابمم دس نزنم ینی ظلم تا چه حد؟؟؟ گیر دادن تا چه حددددد؟؟؟؟ تازه با مامانمم حرف زده میگه خانم..... من به خاطر خودش میگم والا من اصن کاری به بقیه ی دانش اموزام ندارم! ولی پریسا فرق داره! روانیم
وایسا دنیا...
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 6:04
خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی بشنــود یـک نفـر از نــامــزدش دل بــردهمثـل یــک افـسر تحقـیق شـرافـتـمـنـدی کـه بـه پـرونده ی جـرم پسرش بـرخورده خسته ام مثل پسر بچه که درجای شلوغ بین دعوای پـدر مـادر خود گـم شده است خستـه مثل زن راضـی شده به مهر طلاق که پس از بخت بدش سوژه ی مردم شده است خسته م
اشک..
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 6:04
به نام یزدان پاکمن اینجا هر مطلبی که دلم بخواد میذارم و گاهی هم خاطراتمو!!هرکی از اینجا رد شد دوس دارم اعلام وجود کنه!!امیدوارم وبمو دوس داشته باشینتولد وبم1394/11/10قرار من با خـــدا این شد که...من چشمامو ببندم...دستمو بذارم توی دستــــ خدا و باهاش برم جلو...خدایــــا...قول بده توی مسیـــر دستمو ول
حالم...
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 23:27
حالم بده #سردرد#دعوا با مامان #دعوا با بابا #دعوا با مشاور #خوابم میاد باحاله نه؟؟؟؟؟ اوف اصن نمیدونم چمه فقد دلم دعوااااا میخواد و تمام!!! البته دعوا با مامان و بابا تقصیر مامانم بود که باعث شد با بابامم دعوا کنم! با اقای مشاوررررررررر هم تقصیر خودش بود اه خیلی اعصاب خورد کنه همش میگه تو لج بازی با
این روزام
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 23:27
اوخیش از دستش راحت شدم مشاورمو عوض کرد البته خودشم هستاااا ولی خیلی کم با هم حرف میزنیم و اگه حرفم بزنیم تهش به دعوا ختم میشه چون ن من اعصاب دارم ن اون! مشاور جدیدم خوبه! مهربونه نمیره رو اعصابم ادمو درک میکنه! اوف خیلی خستم خوابم میااااد من برم بخوابم
دلم پره
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 23:27
اخ ک امروز چقد دلم پره اخ ک دلم میخاد همه چیو بنویسم و خودمو خالی کنم اما نمیشه....حداقل اینحا نمیشه واه ک چقد بعضی از ادما بی درک و نفهمن نمیدونم واقعا نفهمن یا زدن به در نفهمی! تنها ارزوم اینه ک برمو هر چه زودتر از این مرحله زندگیم بگذرم میدونم شاید یه روز دلم هوای این روزا رو بکنه شاید در اینده
این روزای من...
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 23:27
امروز بیست و هشتمه دوم امتحانات نهایی شروع میشه! اما بنده به درجه ای از عرفان رسیدم که به طور کل درس خوندنو یه هفته س گذاشتم کنار!یه جورایی خستم حال ندارم اعصاب ندارم از استرس زیاد یا میخورم یا میخوابم! نمیدونم تهش چی میشه! اما هر چی بشه نتیجه ی یه سال زحمتامه امیدوارم که جواب خوبی بگیرم! اوووف بابا
اخرین اردوی من
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 23:27
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
افسردگی!
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 23:27
به نام یزدان پاکمن اینجا هر مطلبی که دلم بخواد میذارم و گاهی هم خاطراتمو!!هرکی از اینجا رد شد دوس دارم اعلام وجود کنه!!امیدوارم وبمو دوس داشته باشینتولد وبم1394/11/10قرار من با خـــدا این شد که...من چشمامو ببندم...دستمو بذارم توی دستــــ خدا و باهاش برم جلو...خدایــــا...قول بده توی مسیـــر دستمو ول
خونه ی مادر بزرگ!
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 23:27
بعد سه سال دیدمش! اوووووووف چقد تغییر کرررررررردهاگه از قبل امادگی دیدنشو نداشتم هیچوقت نمیشناختمش! خیلی مهربونه! البته قبلا هم بود! زیادی مودبه! به لطف دایی جان دیدمش به خاطر انتخابات بود خونه ی مامان بزرگم! #با روحانی تا ۱۴۰۰
نمیگذرم
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 23:27
به نام یزدان پاکمن اینجا هر مطلبی که دلم بخواد میذارم و گاهی هم خاطراتمو!!هرکی از اینجا رد شد دوس دارم اعلام وجود کنه!!امیدوارم وبمو دوس داشته باشینتولد وبم1394/11/10قرار من با خـــدا این شد که...من چشمامو ببندم...دستمو بذارم توی دستــــ خدا و باهاش برم جلو...خدایــــا...قول بده توی مسیـــر دستمو ول